سيد محمد كمره اى
430
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
تلفنخانه مخبر السلطنه كميته مىخواهند و مىگويند شروطى داريم . منجمله بايد مقاصد دمكراسى را در باب انتخابات كه از ماها منتخب شوند و ابدا رشوه و مداخل هم در مشهد نكنى . مىگويد اولى را قبول مىكنم كه از شماها منتخب براى وكالت مجلس بشود . دويمى را كه مداخل نكنم نمىشود ، منتهى اسبابچينى براى مداخل نمىكنم و ليكن تعارفات كه خود آنها بياورند ناچارم كه قبول بكنم ، چون به شاه هم بيست هزار تومان تقديم نمودم . مىگويند يكى از شروط همين است كه بايد پولت را از شاه پس بگيرى . مملكت مشروطه پادشاهش نبايد پول بگيرد ، شما درصدد باش پولت را استرداد كن ما حكومت تو را تاييد مىكنيم . بيچاره حشمة الدوله را وامىدارند كه به توسط فلان الحرم مطالبه سند خودش را از شاه بكند . بعد حكومتش را به اين ترتيب بههم مىزنند و صمصام را با پيشكشى به شاه حاكم مشهد مىكنند . بعد حشمة الدوله مىگويد شما چرا مانع صمصام نشديد كه يا رشوه خود را به شاه ندهد و پس بگيرد يا او را مفتضح نماييد ؟ در ماده من كه دمكرات نبودم اين قسم فشار وارد آورديد . گفتند صمصام چون از خودمان است نمىتوانيم . بالاخره از عمليات سوء كميته و گول زدن به صدر العلماى خراسانى و غيره خيلى صحبت نموده رفت . مقدمات انتصاب به معاونت حكومت كرمانشاه معتصم الملك شاهزاه تويسركانى آمد كه چون معاونت كرمانشاه را با سالار لشكر كه حاكم شده براى من دولت داده و من خيال قبول نداشتم ، چون بين دو دستهء ضد ، يكى حب مفرط ، يكى بغض مفرط ، چون اهل آنجا هستم واقع شدم . مرآت السلطان و ناظم التجار كرمانى و محمد باقر ميرزا آمدند به اصرار كه شما اگر آنجا معاون باشيد بهتر به حال ما هستيد ، ناچار قبول كرده و تا چهار پنج روز ديگر مىروم به همدان و با سالار لشكر كه در اسدآباد است به كرمانشاه مىرويم . دويست نفر سوار هم دولت مخارج داده كه خودمان تهيه نمائيم . به تويسركان نوشتم كه آنجا تهيه نموده اعزام نمايند . حال به جهت خداحافظى آمدهام ، و رفت . بعد آقا شيخ محمد تقى كمرهاى آمده ، كاغذى به نصير الدوله نوشتم و به او